در اين كتاب پسر نوح كه عمري با بدان نشسته بود، در جستجوي تطهير است و ضحاك كه نماد پليدي است از درگاه خدا آمرزش ميخواهد و مارهاي رسته بر شانهاش ديري است مردهاند.و در اين قصهها بتي است كه از خدا، ابراهيم را ميخواهد و وقتي ابراهيم نميآيد، او خود، خويشتن را ميشكند. سگ اصحاب كهف از غارش بيرون ميآيد و با مردم از انسان شدن ميگويد....ادامه مطلب
![]()
>>> ادامه مطلب >>>


