
اي که مست از می ناب دگريد چه سبک ، بال زنان مي گذريد...
تا به کي مست لب يار شدن باز گرديد و مرا هم ببريد...
من به همراه دلم خاک شدم حال و احوال مرا مي نگريد؟...
من پي چشمه اي از نور و شما مثل خورشيد خدا شعله وريد...
کاش مي شد که هبوطي بکنيد کاش مي شد که مرا هم ببريد





